الشيخ المنتظري
260
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
و حديث جدّى حديث الحسين ، و حديث الحسين حديث اميرالمؤمنين ، و حديث اميرالمؤمنين حديث رسول اللّه ( صلى الله عليه وآله و سلم ) ، و حديث رسول اللّه ( صلى الله عليه وآله و سلم ) قول اللّه عزّوجلّ » ( 1 ) هرچه من مى گويم از پدرم مى گويم ، و پدرم از پدرش تا برسد به پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) . پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) فرمود : من از بين شما كه مى روم مرجع شما بايد كتاب خدا و عترت من باشد ; ( 2 ) ما به اين گفته پيغمبر عمل مى كنيم ، و قول عترت را طريق سنّت پيغمبر مى دانيم ، و عمل به قياس و استحسان را حجّت شرعى براى حكم خدا نمى دانيم . اجتهاد از نظر شيعه اين است كه كوشش كنيم و حكم خدا را از كتاب خدا و سنّت پيغمبر و يا از كلمات ائمه به دست آوريم ; و ما روى اين معنى اصرار داريم كه راه علم به احكام قياس و استحسان نيست ، بلكه طبق فرموده خود پيغمبراكرم ، كتاب خدا و عترت است ، از باب اين كه عترت طريق رسيدن به سنّت رسول اكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) است . اين كه ائمه ( عليهم السلام ) فرموده اند : « انّ دين اللّه لايصاب بالعقول الناقصة و الآراء الباطلة و المقاييس الفاسدة » ( 3 ) دين خدا به وسيله عقلهاى ناقص و رأيهاى باطل و قياسهاى فاسد به دست نمى آيد ، يا : « السّنّة إذا قيست محق الدّين » ( 4 ) در سنّت وقتى قياس شود دين خدا از بين مى رود ، براى اين است كه اشخاص فكرهايشان مختلف است ، همانطور كه صورت اشخاص مختلف است . اگر بنا باشد كه دين خدا به دست فكر مردم سپرده شود ، نتيجه اش همين اسلامى مىشود كه عده اى از جوانها كتاب خدا و احاديث و كلمات بزرگان را
--> 1 - بحارالانوار ، ج 2 ، ص 179 ، چاپ بيروت ; و وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 58 2 - در كتاب المراجعات مرحوم علاّمه شرف الدين حديث ثقلين را در مراجعه 8 آورده است و در پاورقى آن شيخ حسين راضى اكثر منابع اهل سنّت را بيان كرده است . 3 - بحارالانوار ، ج 2 ، ص 303 4 - وسائل الشيعة ، ج 19 ، ص 268 ، باب 44 ابواب ديات الاعضاء ، حديث 1